ممنونم از نظراتتون که توی این مدت که نبودم برام گذاشتید مرسی خیلی خیلی لطف کردید خوب بزارید از ۵شنبه که رفتیم شروع کنم... ۵شنبه:صبح زود بیدار شدیم و قرار بودش که دختر خالم(محدثه)هم باهامون بیاد بندر عباس و رفتیم دنبال اون.بعدش هم که سوارش کردیم رفتیم به سوی بندرعباااس.توی راه یه دریای خیلی خوشکلی بود پیش اون ایستادیم و صبحونه خوردیم و بعدم دوباره راه افتادیم .ساعت طرفای ۲اینا بودش که رسیدیم و آیین و آیینه هم اومدن جلومون. و بعدشم آیینه برامون ماکاروونی درست کرده بود و خوردیم.جاتون خالی خلاصه و خلاصه اونجا هم خیلی جای خوبی بودش و خیلی هم شلووغ بود بعد از شام هم رفتیم خونه. جمعه:صبح کار خاصی نکردیم فقط فیلم به آهستگی و دیدیم که زیاد خوب نبود همگی اماده شدیم تا بریم سیتی سنتر و توی ستاره یه مغازه بودش که ما مشتریش هستیم اسم اون مغازه هم میس تین بود. و بعد از بازار هم قرار شد مامانم اینا و بازاریم خونه و خودمون هم بریم توی خیابون یه خورده از میرحسین تبلیغ کنیم.رفتیم توی یک خیابون که ستاد میرحسین اونجا بود.و بهمون بند سبز دادن و روی ماشین بند وصل کردن و حالا جالب اینه که هوادارای احمدی نژاد هم بودن و اونا داشتن عکس پخش میکردن هم دوتا پسر بودن داشتن عکسای موسوی و پخش میکردن و من و دختر خالم تا اونارو دیدیم کنترل خودمون و از دست دادیم و جیــــــــــــــــــــــــــــــغ کشیدیم و اونا هم دست تکون دادن. و بعدم رفتیم توی یک خیابون خلوت و اونجا واسه خودمون رقصیدیم شنبه:من رفتم سیمزم و نصب کنم بازم به یه مکافاتی نصبش کردم مردم خدا وکیلی. ولی اونجا خیلی بازی نکردم ..اخه حال نمیداد.و بعدشم با آیین تصمیم گرفتیم اینو پاک کنیم(سیمز) و اون بره از شرکتشون بازی مربیگری و بیاره دوستان من زیاد یادم نمیاد توی چه روزایی چیکار کردم و همه کارامو بهوصرت یکجا براتوون تعریف میکنم. اونجا ما زا صبح گیر فیلم دیدن بودیم وااای جاتون خالی یه فیلم هندی دیدیم عاالی بود. انقدر گریه کردم خوب بریم سر اصل مطلب سه شنبه من و دختر خالم رفتیم در ستاد میرحسین و از آقا پرسیدیم میشه عکسارو پخش کنیم گفت آره همرو ببرید و ما بیشتر اعلامیه هایی که مال چهارشنبه بود و بردیم آخه قرار بود میرحسین چهارشنبه بیادش. و عکسارو پخش کردیم.اول رفتیم بازار قدیمی و اونجا همه احمدی نژاد بودن و خیلی بهمون چیز گفتن و ما اصلا نگاشونم نکردیم بدین و تموموشون موسوی بودن و ثابت شد طرفداراش خیلی خیلی باکلاسن خلاصه اونشب رفتیم بازار ستاره و اونجا هم پخش کردیم . چهارشنبه شب عشق بود سبز کردم البته دو تا خط کشیدم ولی باحال شد ما ساعت ۸رفتیم و انقدر شلوغ بود راستی مکانشم استادیوم تختی بود.و خلاصه رفتیم توی قسمت خانومان بزارید کل شعار هارو براتون بگم. موسوی موسوی حمایتت میکنیم. موسوی دوست داریم. احمدی بای بای احمدی بای بای. ۱هفته دوهفته محمود حموم نرفته. مرگ بر شاه. رهنورد رهنورد حمایتت میکنیم. یار دبستانی من. اگه تقلب بشه ایران قیامت میشه. و ....... خیلی شعار دادیم و همینا یادم مونده و اونجا کلی اهنگ برامون گذاشتم و همه میرقصیدن. و ما از ساعت ۸ رفتیم و میرحسین جوووووووونم ساعت ۱۲ اینا اومد. و به قول یکی که اونجا بود اگه میرحسین و میخوای باید سختی هاشم بخوای. و ما هم کلی تشویقش کردیم و خانوم رهنوردم کلی صحبت کرد و اون رو هم تشویق کردیم. و بعدشم رفتیم توی خیابون و خیابون شلووغ بودش و همه و همه طرفدارای موسوی. و یه خورده طرفدارای احمدی نژاد بودن. پ.ن۱:خیلی بد شد میرحسین رییس جمهور نشد.نمیخوام زیاد حرفای سیاسی بزنم اما همه میدونید که با تقلب همه کار میشهکرد تموم شبکه های سیاسی اعلام کردن که ساعت ۱۲ شب به میرحسین اعلام کردن تو برنده شدی و ولی پاسدارا نزاشتن بره اعلام کنه. مگه همین رهبر نبود که توی تموم سخنرانیهاش از مردم میخواست برن رای بدن ولی اخه چرا؟ رای دادن ما فایده ای هم داشت؟ من ه نتونستم رای بدم اما تا جایی که تونستم تبلیغ کردم برای میرحسین. مگه رییس جمهور الان ما اعلام نکرد کسایی که میخوان تظاهرات کنن آزادن.پس کو ازادی؟؟ اینه؟که ۱۵ نفر توی تهران کشته شدن؟به خاطر شما؟ من که همش به مامانم اینا میگم بیاین از اینجا بریم بخدا حاظرم برم توی دهاتی عربستان زندگی کنم اما توی ایران نباشم.حالا دیگه کسایی که تظاهراتم میکنن ایرانی هم نیستن. حالا دیگه حرام شده...ای کاش امام بود. همتونو دوست دارم.همیشه سبز باشید. من برگشتم ای کاش اونم برگرده
.
.خلاصه رفتیم خونه .خونشون خیلی خوشکل بود.
.
شب که شد ساعت طرفای ۸ بودش و قرار شد بریم پیتزا پرتغال شعبه ۲
.
.
.و تا عصر که
.جاتون خالی کلی خرید کردیم و بعد از اونم رفتیم ستاره.
.خلاصه خیلی اونشب توی ماشین جیغ کشیدیم و رفتیم طرف دریا که اونجا
.![]()
.و رفتیم خونه.
.
.خودمون قبلا داشتیم .![]()
.فقط میدونم توش سلمان خان بود که دیوونه شده بود و ....اینا دیگه
.
.و ما هم بند سبز کردیم دور گردنمون و به همراه ایین رفتیم
. اما خداوکیلی یه واقعییت آیین هر خوشتیپی که میومد میگفت به این ![]()
![]()
.
.
.ما عصر آماده شدیم اخه ساعت ۸ قرار بود میرحسین بیاد.من صورتمو
.و پرچمم گرفتیم و همش شعار میدادیم![]()
![]()
.
.هیچی نمیتونم بگم فقط اینکه همگی دعا کنیم تا انتخابات باطل بشه.![]()
![]()

| Design By : Night Skin |


